****میوه دل مامان و بابا****
دخترم،این وبلاگ رو زمانی برات درست کردم که هنوز اثری از وجود نازنینت در این دنیا نبود و تو فقط تو رویاهای من و بابایی بودی.....

زیباترین معجزه خداقلب                   قلب

                               قلبزیباترین معجزه خدایی عشق کوچولوی منقلب

 

قلب                   قلب                                                      قلب                                      قلب



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 2:55 بعد از ظهر | چهارشنبه 24 آبان 1391 توسط مهربون

ب

 

 

ببخشید!!!!!!!بخدا گرفتارم......اصلا فرصت سر خاروندن ندارم......اما بالاخره تصمیم گرفتم بیام و یه خونه تکونی بکنم......با اجاز:



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 1:37 بعد از ظهر | چهارشنبه 14 خرداد 1393 توسط مهربون

این یه سوربرایز واسه دوستای نانازی زینب نانازی:

 




موضوع :

نوشته شده در تاريخ 0:14 قبل از ظهر | سه شنبه 26 آذر 1392 توسط مهربون

جونم واستون بگه دیروز تولد دایی سجاد زینب خانم بود.......به برکت این تولد چندتا عکس از زینبی گرفتیم.......

 

 

حالا بریم سروقت شام تولد....

 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 8:35 بعد از ظهر | پنجشنبه 30 آبان 1392 توسط مهربون

سلااااااااااااااااااااااااااام.....این منم نازی زینب .........اومدم با یه مامان تنبل دبا کنم!!!!!!

 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 7:56 بعد از ظهر | يکشنبه 12 آبان 1392 توسط مهربون

ببخشید اصلا حوصله نوشتن ندارم........فقط به زحمت اومدم عکس بذارم......کلا تو این چند ماه گذشته همین چندتا عکسو از زینبی گرفتم......ممنون از لطف بی پایان شما دوستای خوبم....ماچ

 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 0:54 قبل از ظهر | دوشنبه 7 مرداد 1392 توسط مهربون



لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید





موضوع :

نوشته شده در تاريخ 1:32 بعد از ظهر | سه شنبه 14 خرداد 1392 توسط مهربون

 

 

91/1/1

 

زینب جونم اینجا 2 ماهه بودی و اما.... 

 

92/1/1

اینجا دیگه بزرگ شدی،1 سال و 2 ماه



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 8:54 قبل از ظهر | جمعه 16 فروردين 1392 توسط مهربون

میدونم خیلی غیبتم طولانی شده بود .....آخه چکار کنم دیگه اجازه نمیدی ازت عکس

بگیرم......مجبورم با فیلم خاطراتت رو ثبت کنم........از کجا برات بگم مامانی؟از دویدنت مثل

فشنگ از این سر خونه به اون سر؟از حرفای شیرینت؟از بوس کردن و بوس دادنت.....؟از

روابط بالای اجتماعیت؟از......؟دخترم نمیخوام اینجا از کارهایی بنویسم که دیر یا زود هر بچه

ای انجام میده.......اومدم بهت بگم دیوونه وار عاشقتم.......گاهی نمیدونم احساسمو چطور

بهت نشون بدم؟نهایت کاری که میتونم بکنم اینه که تو آغوشم

فششششششااااااااارتتتتتتتتت بدم که جیغ بزنی.....هیهیهیهیهیهیهیهییینیشخندنیشخندنیشخند

اینم نازی جیگرم در اون حالکلافهگریهگریه

 

این عکسا اواخر ماه 5 دخملی هست.......بعداز حدود یک سال از آتلیه دراومد.......مربوط به نامزدی دایی سعیده:



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 9:29 بعد از ظهر | جمعه 18 اسفند 1391 توسط مهربون

بلاخره بعد از یک ماه عکسات حاضر شد........ماه پیش درست 10 روز قبل از تولد یک سالگیت بردمت روناک .........البته یه کمی عجله ای شد واسه همین از یکی از عکسات خیلی راضی نیستم(بعدا میگم کدوم)......دلم میخواست زودتر واسه روز تولد عکسا آماده بشه اما گفتن 1 ماه طول میکشه........خلاصه این 1 ماه هم گذشت و عکسات به دستمون رسید......

 

عاشق این عکستم:

 

 

 

این عکسا فتوشاپ نشده است.....جلوی این عکست یه کیک تولد مونتاژ شده:

 


اون عکسی که به نظرم افتضاحه اینه......اولا اینکه کفشاتو یادم رفته بود با خودم بیارم ،درثانی قرار بود با فتوشاپ روبان پشت لباس و پمپرزت محو بشه که یادشون رفته بود این کار رو بکنن و لطف کردن همین شکلی چاپ زدن...عصبانیعصبانی:

 

 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 12:16 قبل از ظهر | چهارشنبه 18 بهمن 1391 توسط مهربون

برام هیچ حسی شبیه تو نیست

کنار تو درگیر آرامشم

همین از تمام جهان کافیه

همین که کنارت نفس میکشم




موضوع :

نوشته شده در تاريخ 1:22 بعد از ظهر | سه شنبه 17 بهمن 1391 توسط مهربون
صفحه قبل 1 2 3 4 5 صفحه بعد
درباره وبلاگ

آرشيو مطالب

صفحات وبلاگ

آخرين مطالب

پيوند ها

پيوندهاي روزانه

آمار وبلاگ








جملات عاشقانه
مرتضي پاشايي
اس ام اس جديد 94
کد آهنگ نگران منی مرتضی پاشایی